دعا کنید. . .


فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر است
بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است


گرم آغوشَش شدم ، دست و دلش لرزید و گفت :
شاید از دستِت دلم را پس بگیرم بهتر است  
عشق من! ای کاش بودی ، عشق من، ای کاش بود
زندگی این طور اگر باشد ، بمیـــرم بهتر است. . .  

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

یه بار یکی برای من کامنت گذاشت: یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه نمیدونم به حال این روزای شما میخوره یا نه. این نیز بگذرد....

زرین قلم

گاهی اوقات کافیه مثل پرندگان کوچک ، از قید اسارتهای نفس درون و بیرون به زیر سایه بان گسترده عرش الهی پناه ببریم و روح و دلمان را صفا دهیم گاهی اوقات کافیه از یک زاویه دیگه به خدا توکل کنیم و شکرش رو به جا بیاریم...

مرادعیسوند

کذشتم و چه سخت بغض را بر کف این جاده نوشتم مثل هق هق شب آخر. من به رسم تنهایی هر روز از این کوچه کذشتم[گل] چطوری داش کدخدا دوست دارم دیوونه[چشمک]

مهناز

سلام اقا سعید حالتون چطوره واقعا مطلب هات خوبو و احساساتی است به وب منم بیا رفیق

همسفر جاده دلتنگی

شب آرزوهاست ... آرزو می کنم ... خانه قلبت پر از گلهای یاس ... نغمه خوان خانه قلبت هزار ... باغ احساست پر از گلهای ناز ... همچو یه قالی پر از نقش و نگار ...

علی

سلام اقا سعید وبلاگت خیلی قشنگه .اهنگ وبت هم عالی بود بمنم سربزن .با تبادل لینک موافق بودی خبری بده

مهسا

هر رفتي يه بازگشتي داره مطمئن باش .... دير و زود داره سوخت و سوز نداره آقا سعيد

زهرا

باران‬ كه هيچ … با ‫‏تو‬ ‏مرگ‬ هم ‫‏عاشقانه‬ است… ب وبم سربزنید خوشحال میشم