هنوز برف بازی نکردیم. . .


چشمات معصومه، چشمام آرومه، دنیا چه خود خواهه
ناراحتم از این، که عمر این رویا، اینقدر کوتاهه

ما خاطره داریم، از هرچی حتی برف، برگای پاییزی
با برگای پاییز، من شعر میسازم، تو اشک میریزی

دل میبری آسون، آدم کنار تو، دنیاشو می بازه
اون چادر مشکیت، از تو برای من، یک کعبه می سازه


   + saeed - ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢۸