دیوونم، دیوونه. . .


صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروی!
یا در و پنجره را کور کنم تا نروی!

صبر کن لشگری از خاطره ی روز نخست
بر سر راه تو مأمور کنم تا نروی!

قد زیبایی تو زیبا نیستم امّا چه کنم؟
صورتم را پُر هاشور کنم تا نروی؟

نذر کردم گره یِ پنجره فولاد شوم
صبر کن تا به خدا زور کنم تا نروی!

من بلایی به سرت آمده ام، می دانم ...!
از سرت درد و بلا دور کنم تا نروی؟

تیغ بر روی رگ و غیرت من منتظر است
صبر کن حادثه ای جور کنم تا نروی...


   + saeed - ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٦