طلسم زمستون دست اونه. . .


لب ایون یه فنجون چای میریزم
می دونم شهر و مه می گیره این بارم
زمستون آمده پشت دره خونه
ولی پاییز و پشت سر نمیذارم


تو طولانی ترین پاییز من بودی
که زیر برف مهرت تو دلم افتاد
انار سرخی بودی که شب یلدا
روی چادر نماز مادرم گل داد


   + saeed - ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢۸