بخند لامصب. . .

 

بالاخره یاد میگیریم

 

از یک دوستت دارم ساده

 

برای دلمان

 

یک خیال رنگارنگ نبافیم...

 

   + saeed - ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۱

تو مرا یاد کنی یا نکنی حرفی نیست...

 

تو

 

با دو بال

 

"چهار نقطه خواهی داشت"

 

مثل پروانه

 

پرنده

 

یا پرواز !

 

   + saeed - ۳:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢٩

خسته از دنیای بی تو. . .

 

سلام خدمت همه با معرفتا

امیدوارم حالتون خوب باشه

پرشین بلاگ تقریبا دیگه نا امیدم کرده

برای هر جواب کامنت ده بار باید تلاش کنم

کامنت هم که نمیتونم بذارم فعلا

انگاری تحریم شدم :)

کار تو اینستاگرام رو فعلا بیشتر ترجیح میدم

البته سبکش با اینجا فرق داره

از شعر نوشتن و متن ادبی گذاشتن هم یه جورایی خسته شدم

آخه در تلاشم تمام اشعار و آثار هنری رو جمع آوری کنم و

یه یادگاری خوب از خودم به جا بذارم 

برای همین در طول روز

تقریبا چندین صفحه شعر و متن ادبی رو پاکنویس میکنم

و دیگه با وجود این عکس نوشته ها

حوصله ای برای شعر نوشتن تو وبلاگ نمیمونه

سعی کردم بهترین خودم باشم براتون تو دنیای مجازی

اما خب هیچ آدمی کامل نیست

خلاصه غیبت من رو بندازید گردن پرشین بلاگ

نه تازه فصل امتحانات

فقط پرشین بلاگ

اما باور کنید کامنت تک تک شما هایی که هستید، رو لبم لبخند رو میاره

و با هر لبخند منم دعاتون میکنم و به یادتون هستم

مواظب خودتون باشید

دعای من همیشه پشت تونه

 

 

 

 

 

 

فعلا :)

   + saeed - ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۱٩

تحمل کن. . .

 

جواب من عاشقتم!!!

 

مرسی نیست...



 

 

   + saeed - ٤:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۱٢

خسته از دنیای بی تو. . .

 

رفیق شاید فردایی نباشه . . .

 

فقط خواستم بگم ،

 

مرسی بابت همه چیز . . .

 

 

 

 

 

   + saeed - ٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۸

پست جدی. . .

 

تا دیروز هر چی مینوشتم عاشقانه بود

 

از امروز هرچه بنویسم صادقانه است

 

" دوست دارم "



 

 

 

 

" و "

 

 

   + saeed - ٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٦

پرشین بلاگ خر است...

 

دلیل اینکه آرومم

 

امید لمس دستاته




 

 

سلامی گرم خدمت دوستان گلم

امیدوارم همتون لباتون خندون باشه

خواستم بگم اینستاگرام هم راه اندازی کردم چند روزیه

و اونجا هم عکس نوشته هایی رو میذارم

تا الان فعلا 20 تا پست گذاشتم

و تازه شروع کردم به فعالیت

اگه دقت کرده باشین تموم عکسای وبلاگم

و تموم عکسایی که تو پستام استفاده کردم و می کنم

هیچ کدوم تگ تبلیغاتی ، آرم سایت یا اسمی روشون نیست

و شاید کمتر دیده شده باشن و کمتر کسی این کار رو بکنه

و جدا از این ها کیفیت های قابل قبولی هم دارن

پس جدأ میگم هدفم تبلیغ وبلاگم یا اینستاگرامم نیست

هدفم فقط پیدا کردن دوستای خوبی مثل شماست

و ساختن یه دور همی کوچیک

از حمایت هاتون هم ممنونم

چون تنها دلگرمیم همین شما ها هستید

دوستون دارم

به امید فردا های بهتر

 

INSTAGRAM : saeed.sheidayi

   + saeed - ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۱

پرشین بلاگ. . .

 

هنوزم میشه عاشق بود

 

تو باشی کار سختی نیست

 

   + saeed - ۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳۱

فلش بک. . .

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه.

زندگیه من که افتاده رو غلتک ،

تکرار و تکرار و تکرار. . .

حس میکنم به جای اینکه هر روزم رو زندگی کنم ،

دارم یه روزم رو هی تکرار میکنم

اینم خودش یه غلتک دیگه

ولی باز راضیم ،

که خیلیا هنوز هستن تو زندگیم

مثل شماها ، رفیقام ، مادرم و . . .

و بیشتر از این خوشحالم که هنوز میخندم و نیشم تا بناگوشم بازه

تا روی هرچی مشکل و سختی هست کم بشه.

پرشین بلاگ که داره یه روز در میون خراب میشه

برای همین یه جورایی سرد کرده خیلیا رو تو پست گذاشتن

منم مستثنا نیستم

تو وبلاگ کوچولوم معمولا عکس نوشته ها طرفدارای بیشتری دارن

دوستان شعر دوست هم که جای خود دارند و یدونه باشن

پس تا زمانی که به یه ثبات برسه این پرشین بلاگ

موجه کنید غیبت بنده را ،

و برای جبرانم هم یه سری عکس نوشته ی ناب میذارم

تا احساس کنید خودتون رو. . .

دوستون دارم (دیگه تک تک اسم نبرم)

تو رو خدا مواظب خودتون باشید

فعلا

 

   + saeed - ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٤

جواب تلفنش رو دادم ! ! !

 

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت


سمتی که تویی عقربه ی قبله نما رفت

 


بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت


این وقت شب این شاعر "دیوانه" کجا رفت !؟

 

 

من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم


من سمت شما آمدم ، او سمت خدا رفت

 

 


   + saeed - ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٩

تجربه میگه: همون بهتر که جواب ندادم. . .

 

یک اشتباه و یک دهه در خود فرو شدن

 

محکوم تا همیشه ی راز مگو شدن

 

ده سال با دروغ تو خوش بود حال من

حالا چه سود میبری از راستگو شدن


ایهام و استعاره و تمثیل و نقطه چین

آسان که نیست شاعر چشمان او شدن
 

 

   + saeed - ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٥

زنگ زد. . .


التماست میکنم ، با عشق درگیرم نکن

من حریفش نیستم در پنجه ی شیرم نکن
 
 
تازگیها از تب تند جنون برخاستم

باز با "دیوانگی" هایم ، زمینگیرم نکن
 

شاعرم با یک نگاهِ مست عاشق میشوم

التماست میکنم با عشق درگیرم نکن
 

 

   + saeed - ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٥

کاش. . .


بوسه و آغوش هردو آرزوهای منند ،
 
 
اولی سوزاند و خواهد کشت من را دومی . . .

 

 

   + saeed - ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱۳

خدایا شکرت. . .


دلم شکسته بود و هوایی نداشتم

از دست روزگار رهایی نداشتم


بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شده ام

مشهد اگر نبود که جایی نداشتم


دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید 

دردم زیاد بود و دوایی نداشتم


گفتم مگر امام رضا چاره ای کند

ای وای اگر امام رضایی نداشتم

   + saeed - ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٢

ب ا ب ا . . .


پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد

داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد
 

شب به شب منتظرم بودُ دلش پر ز دعا

شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد
 

غصه میخورد که من حال خرابی دارم

از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد
 

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند

خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد
 

صورتِ پر شده از چین و چروکش یعنی . . .

پدرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد
 

   + saeed - ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٢

میخندم، نگاه :)


شبیه قصه ی شادی ، که گم کردست کلاغش را

به هر جا می رسم ، میگیرم از مردم سراغش را

جهان دارد تماشا می کند ، دیوانه ای را

که با شــــادی ، تحمــــل میکند درد فراقش را


   + saeed - ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٠

این تو و لیلای تو من نیستم. . .


بعد یک عمر آشنایی ، آشنایت نیستم !

خوب من ! دیگر شریک لحظه هایت نیستم


حرف را کوتاه کن ! با علتی دیگر بخند ،

چون پس از این ، من دلیل خنده هایت نیستم


بس که از دستت خدا گفتم، خدا هم خسته شد

گفت : او را جستجو کن ! من خدایت نیستم
 

 

   + saeed - ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٩

آخه، چرااااا. . .

 
دل من یه قفله اما ، دست تو مثل کلیده 

می خوام از تو بنویسم ، کاغذم هنوز سفیده 

یه سوال عاشقونه ، بگه هر کسی می دونه 

اونکه دادم دل رو دستش ، چرا عاشق نمیمونه



   + saeed - ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۸

من برمیگردم. . .


وسط کوچه ها مانده ام تنها

با من انگار خانه ها قهرند

آااااای بن بست های تو در تو

دوستانم کجای این شهرند ؟ ؟
 

   + saeed - ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٧

فکرش هم نکن دیوونه. . .

 
التماست میکنم ، با عشق درگیرم نکن

من حریفش نیستم در پنجه ی شیرم نکن
 

تازگی ها از تب تند جنون برخاستم

باز با "دیوانگی" هایت ، زمینگیرم نکن
 

شاعرم با یک نگاهِ مست ، عاشق میشوم

التماست میکنم ، با عشق درگیرم نکن ...
 

 

 

   + saeed - ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٦
← صفحه بعد